یزدان سلحشور

آثار و نظرات "ی.س"شاعر , نویسنده , منتقد و روزنامه نگار

 
نویسنده : یزدان سلحشور - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
 
تاریکی و آینه

 


آقای شاعر را همه می‌شناختیم. درجوانی فوق‌العاده بااستعداد بود بنابراین به این نتیجه رسید که «یاد گرفتن» مال بی‌استعدادهاست؛ چون می‌خواست خیلی مدرن باشد بی‌خیال خواندن آثار هزار ساله ادبی کشورش شد. اگر حوالی ١٣۴٣ از او می‌پرسیدی که نظرت درباره «سعدی» چیست؟ فوراً جواب می‌داد: «لاله‌زار را ترجیح می‌دهم!» و اگر «مخاطبی بیرون باغ» بودی و خیال می‌کردی که آقای شاعر نکته‌پردازی کرده و می‌گفتی: «احسنت! مراعات نظیر خوبی بود!» می‌گفت: «من مراعات خودم را هم نمی‌کنم چه برسد به مراعات نظیر!» سال‌ها بعد، آقای شاعر آن‌قدر بلندآوازه شد در مدرن گویی و رادیکال‌گرایی که توانست به این‌که وزن عروضی را نمی‌داند و نمی‌تواند یک غزل ساده از حافظ را مطابق وزنش بخواند، افتخار کند. بعدها حتی به کتاب نخواندن هم افتخار کرد. گفت رمان نمی‌خواند چون یک کلمه‌اش هم راست نیست. وزن یاد نمی‌گیرد چون وزنش زیاد می‌شود. گفت که تیراژ کتاب‌هایش از تیراژ هر شاعر معاصر دیگری بیشتر است و این، به دلیل آن است که بقیه شاعرها را مردم گذاشته‌اند سر کوچه اما او را گذاشته‌اند روی تخم‌چشم‌شان. تعداد کتاب‌های آقای شاعر خیلی زیاد است. آن‌قدر زیاد که طرفداران پرشمارش معمولاً سعی می‌کنند با ورق زدن آنها در کتابخانه‌ها، به انگشت‌هاشان نرمش و با بستن چشم‌ها، به مغزشان استراحت بدهند. او حدود چهل سالی‌است که دست به ترکیب شعرش نزده نه تغییر نه نوآوری، هیچ! اما معتقد است هنوز شاعری پیشرو است و معتقد است که همه تحولات شعری این سال‌ها متأثر از خواندن شعرهای او توسط شاعران جوان است گرچه می‌گوید به شعر جوان ما هیچ امیدی نیست. او معتقد است شاعران ذاتاً دروغگویند با این همه در عمرش یک‌بار جمله‌ای را بر زبان آورده که هم خودش، هم دیگران به راست بودن آن ایمان دارند. گفته: «دیگر  دوران  شاعران   بی  سواد به سرآمده!» او به زیبایی روح بشر اعتقاد دارد برای همین هم، همیشه توی آینه به خودش نگاه می‌کند تا این زیبایی را ببیند؛و البته ،اغلب اوقات در تاریکی این کار را می‌کند.

 


 
comment نظرات ()